افشاگری قالیباف: مشایی طرفدار منافقین بوده،همسرش جز منافقین و مشایی بازجویش در زندان بوده/ بی اعتقادی احمدی نژاد به ولایت جمعه, ژوئیه 24 2009 

«قالیباف گفت: چگونه فردی چون مشایی با چنین تفکراتی در معاون اولی رییس جمهوری قرار می گیرد که ادعای دروغین ولایت پذیری اش گوش فلک را کر کرده.من صدای سخنرانی ایشان را دارم که آقای مشایی می گوید : اسلام ظرفیت اداره ی جامعه را ندارد! اینها اعتقادی به انقلاب ندارند»

رخداد: دکتر محمد باقر قالیباف شهردار تهران در دیدار با برخی نمایندگان مجلس نسبت به انتصاب مشایی به عنوان معاون اولی دولت دهم واکنش نشان داد.

قالیباف در جلسه که بخش کوتاهی از آن اختصاصاً در سایت خبری رخداد، منتشر می شود می گوید: من تعجب می کنم چگونه وقتی کسی چون احمدی نژاد دم از ولایت پذیری می زند، اینگونه با حکم حکومتی رهبری مقابله می کند، چرا که اساساً احمدی نژاد اعتقادی به ولایت ندارد.

قالیباف گفت: چگونه فردی چون مشایی با چنین تفکراتی در معاون اولی رییس جمهوری قرار می گیرد که ادعای دروغین ولایت پذیری اش گوش فلک را کر کرده.

شهردار تهران در ادامه در مورد مشایی می گوید: من صدای سخنرانی ایشان را دارم که آقای مشایی می گوید : اسلام ظرفیت اداره ی جامعه را ندارد! اینها اعتقادی به انقلاب ندارند

به گزارش رخداد، قالیباف می افزاید: آقای مشایی خودش طرفدار منافقین بوده، حتی همسر آقای مشایی منافق است و سه سال در زندان بوده و مشایی نیز بازجوی همسرش در زندان بوده و در زندان با یکدیگر آشنا و زدواج کرده اند

(البته به ما ربطی نداره که رحیم مشایی کیه و سابقه اش چیه،الان برای ما خود رهبر هم منافقه چه برسه به معاون ملیجکش!! در ضمن همین آقای قالیباف هم آدم خوش سابقه ای نیست،که باید بیشتر درباره اش تحقیق و دقت کرد)

باز محمود با بهانه،اندکی قد و یه هاله! جمعه, ژوئیه 24 2009 

باز محمود با بهانه/اندکی قدّ و يه هاله/سر خوش از وضع زمانه/نفت هشتاد و نه دلاری/سال 100 میليارد دلاری

با سفرهای فراوان/ساخته از خود فسانه/می برد پول از خزانه/می دهد دائم حواله/

می خورد از مال مردم/می پَرد بر دوش مردم/می دهد دائم شعارِ/مهرورزی ، عدل خواهی!

خلق ثروت ، محو نکبت !/دين پناهی ، سادگی ، بی قيد و بندی!/چون به جدّ ، می نگری ، امّا تمامی :

تندخويی ، جنگ خواهی!پخش فقر و بی نوايی !/لودگی ، مردم فريبی ، بی خيالی!

نامه هايی کودکانه ، سر گشاده ، احمقانه/مملو از پند و عتاب و ادّعا ، پر از کنايه/می نويسد او برای حاکمان اين زمانه !/

آخر ای مجنون سر مست/هيچ آيا تا کنون امّا/مروری کرده ای بر وضع و حال اين کرانه ؟

هيچ انديشيده ای آيا/که از روی محبت/گر يکی از آن اجانب/نامه ای بهرِ تو و اين دولتِ جل الخلايق

در بيان درد و رنج و حال و روزِ مردمِ بس مفلسِ اين سرزمينِ پر بلا و/مشکلِ خاور ميانه/با همان سبک و سياقِ هاديانه

پر غرور و پر اِفاده ، پر زِ ايراد و کنايه/انشا کند ، پخشش کند/در خيلِ انبوه رسانه ، ماهواره ، روزنامه

پاسخی داری برايش ؟/آسمان امروز ديگر نيست نيلی/يادم آمد از فلسطين/از بلندی های جولان

از دلار و پول نفت و نقشِ ايران/اندرون جيب و در کاشانة آن جيره خواران/از هولوکاست وحماس و نقشه بی صهيونيستِ گوشة خاور ميانه

حرف های قلدرانه ، احمقانه ، خود سرانه/پر هزينه ، پر ضرر ، بی فايده ، بَس ناشيانه/از رجايیِ زمانه ،

باورش گشته که هست او :/يک پديده ! معجزه در اين هزاره !/يک دو سه مزدورِ پرگو/در کنارش نيز، هر دم

می روند اين سو و آن سو/می کنند از او ستايش ، همچو ناجیّ ِ زمانه/ليک امّا/

اندرون مملکت آنچه نمايان/سايه شوم فساد و نکبت و فقر و فغانِ بينوايان/با دو پای کودکانه می دويدم همچو آهو/

گه به اين سو گه به آن سو/دور می گشتم زخانه/در ميان مدح و روضه/اندرون بحث و شورا و کلاس و مدرسه واندر رسانه/

می شنيدم دم به دم/از هر فکور و صاحب انديشه و جزئی اراده/داستانهای مخوفی بهر اين ملک فِتاده/

می شنيدم/از لب شيرين پيران خردمند/مستمر اين برترين و بهترين پند:/

آه ای خوش باوران کم سوادِ پر افاده/اين چنين بی فکر و تدبير و درايه/مرز و بوم و مملکت کردن اداره/

آخر ای مستان قدرت ، اين روش تا کی ادامه؟/اندک اندک رفته رفته/تيرگی ، افسردگی ، بيچارگی،درما ندگی/

بر پهنه اين کشتی در گل نشسته ،/گشته چيره/حيف امّا کز سر خيره سری ، خود محوری ، کوته خيالی/

در نگاه اين جماعت/جملگی انديشمندان زمانه/يا که مزدورِ اجانب ، عامل و بوق بيگانه/

يا که اهل پول و مايه، مافيای مسکن و بانک و قاچاق ، تحت الحمايه/هر که باشند ، از برای خيرخواهی/

هرچه گويند و نويسند/غير مسموع و زياده !/ای دريغ از يک جواب صادقانه! عالمانه!/

آری اينک/جهل او چون تيغِ برّان/می زند از بن/نهالِ جاودانِ اقتصاد و علم و تحصيل و اراده/

می شنيدم اندر اين دوران پر رنجی که دانی/رازهای تلخی از آينده اين خاکِ پاکِ باستانی/
بشنو از من ، کودکِ من/از زبان مامِ ميهن:/

مرز و بوم پاک ايران/پرگهر مهد دليران/خطة يکتاپرستان/

سرزمين مهر و ايمان/يک رئيس جمهور نادان/

کـــرد ويـــــران ! کـــرد ويـــــران ! کـــرد ويـــــران !

منبع

مصباح يزدي. موضع مردم عادی ما در قبال ولایت مطلقه، باید اطاعت مطلقه باشد (!) جمعه, ژوئیه 24 2009 

اشنایی با مهمترین اصل در سیاست اسلامی یعنی ولایت مطلقه فقیه
پاسخها بر اساس استفتائات از دفتر حضرت ایت ا.. مصباح یزدی تنظیم شده است.

س: ایا ولایت فقیه مستقیما توسط مردم انتخاب می شود؟

ج: بدلیل اینکه عقل مردم  قاصر از پی بردن به فقیه افقه ، اعدل، اعلم و اتقی می باشد، ولی فقیه بصورت غیر مستقیم و از طریق مجتهدین تایید شده از طرف شورای نگهبان انتخاب می شود و لذا بصورت
انتخاب غیر مستقیم مردم می باشد.
البته اینها همه ظواهر امراست و الا انتخاب مستقیما توسط خداوند تبارک و تعالی انجام می شود و اوست که دلهای مجتهدین مجلس خبرگان را بسوی ولی فقیه می گرداند.

س: ایا ولایت فقیه محدودیت زمانی دارد (مثلا چهار یا پنج سال) یا مادام العمر است؟
ج: بدلیل اینکه ولی فقیه نایب امام معصوم ومنتخب و منصوب از طرف خداوند تبارک و تعالی است ، نامحدود و مادام العمر است.

س: آیا ولی فقیه در مقابل سایرین پاسخگوست؟

ج: خیر ، ایشان فقط در مقابل خداوند تبارک و تعالی پاسخگوست و در مقابل سایر افراد
غیر پاسخگوست.

س:ایا ولی فقیه برای مردم عادی نقد شدنی است؟

ج:خیر همانگونه که عنوان شد
عقل مردم عادی قاصر ازورود به این مسائل است و اساسا مردم عادی حق ورود به سیاست را به این معنا ندارند.

س:ایا ولی فقیه از طرف سایر فقها نقد شدنی است؟

ج: خیر ، سایر فقها حق دخالت در حکومت را از حیث اینکه فقیه هستند ندارند و از این لحاظ فرقی با مردم عادی ندارند ،لذا موضع سایر فقها و حتی مراجع نیز اطاعت است و ولی فقیه برای فقها نیزمثل سایرمردم
غیر قابل نقد است.

س:ایا اعضا مجلس خبرگان رهبری یا رئیس ان میتوانند از رهبری سئوال نمایند؟

ج: مجلس خبرگان رهبری مجرای تجلی و ظهور مقام عظمای ولایت است ولی در ادامه کار
هر گونه نظارت به هر صورت باطل است و حتی نوشتن نامه به ایشان حرمت شکنی محسوب می شود چون همانگونه که گفته شد از ایشان نباید در مورد اعمالشان سئوال کرد.
نمونه این حرمت شکنی نامه اخیر اقای رفسنجانی (رئیس مجلس خبرگان رهبری) به مقام معظم رهبری بود ، که شاهد بی پاسخ گذاشتن نامه از طرف مقام ولایت بوده ایم که خود بهترین جواب است.

س: اختیارات مقام عظمای ولایت محدود است یا نامحدود

ج: مقام عظمای ولایت دارای
اختیارات نامحدود است و می توانند درزمانی که لازم می بینند حتی واجبات شرعی مثل حج را نیزبرای مدت محدود تعطیل کنند تا چه رسد به تصمیمات جزئی تراز قبیل عزل و نصب مقامات و …

س:ایا اختیارات مقام عظمای ولایت به مکان خاصی ( مثلا یک کشور خاص) محدود می شود؟

ج: خیر ، اختیارات مقام عظمای ولایت هیچ قید مکانی ندارد و ایشان
ولی امر مسلمین جهان هستند.

س: آیا قانون اساسی قیدی برای اختیارات مقام ولایت محسوب می شود؟

توضیح اینکه دریافتیم که اختیارات مقام عظمای ولایت در قید مکان و زمان خاص نیست، حال در خصوص قوانین وضع شده از طرف بشر (مثل قانون اساسی) چطور؟
ج: خیرانچه در قانون اساسی در رابطه با اختیارات مقام عظمای ولایت امده صرفا نمونه و
کف اختیارات است و نه سقف ان و همانگونه که از عنوان ولایت مطلقه مشخص است ، این ولایت مطلقه بوده و در هیچ قید قانونی نمی گنجد و الا مطلقه نبود.

س: با توجه به دستور و تاکید قران کریم مبنی بر بر مشورت ، ایا شورای فقها میتواند گزینه دیگری باشد؟

ج: خیر ، ولایت درادامه رسالت و امامت بوده و در هر زمان مجرای فیض و عنایت الهی واحد است و لذا
شورای فقها باطل است.

س: موضع ما در مقابل اوامر ایشان چه باید باشد؟

ج: چون ایشان نایب امام زمان (عج) می باشند، موضع مردم عادی ما در قبال ولایت مطلقه، باید
اطاعت مطلقه باشد و تفکر و سئوال در مورد عملکرد ایشان از وساوس شیطان است که باید به خداوند متعال پناه برد.

منبع

نامه یک پاسدار به علی خامنه ای جمعه, ژوئیه 24 2009 

بسم الله و با لله

اذهب الی فرعون انه طغی

بسوی فرعون برو که او (بر خدا) طغیان کرده….

آقای خامنه ای :

نمیگویم مقام عظمای ولایت، که دیگر بر من و امثال من ولایتی ندارید و برایتان مقامی قائل نیستیم ، حالا عظمتش بماند !!!

اول بگویم که من نماینده نسلی هستم که دو سال آخر جنگ با همان سن وسال کم در جبهه بودیم و هنوز آثار عشق بازی با حضرت یار بر پیکرمان باقی است. آنروز شوم که امام عاشقان رخت بر بست، هنوز در حال و هوای جبهه بودیم و بیم خطر برای کشور بود که آیت اللهی یک شبه شما را برتافتیم و بخود قبولاندیم که شاید مصلحت میهن و ملت باشد……

در تمام این بیست سال ، روزی آسوده نبوده ام، از بوسنی تا لبنان و از عراق تا افغانستان مشغول نبرد و جان ناقابل را بر کف گرفتم تا کیان این ملت و آبروی تشیع علوی برقرار و مصون باشد.

اما به همان دلیل که سالها به استقبال شهادت رفته ام ، امروز جان بر سر کلمه حق نهاده ام ؛ اینها را میگویم و یقین دارم آدمکشان باند فلاحیان و اوباش احمدی نژاد به قتلم کمر میبندند و زهی سعادت، که من سالها پیش از بزرگ مردی وعده شهادت گرفته ام ،آنهم بدست شقی ترین افراد و مگر امروز در این دیار شقی تر از اینها که گفتم هست ؟؟!!!

جناب خامنه ای :

بهترین سربازانتان را به غلام بچه دروغگوی بی مقداری فروختید و صد البته زیان کردید!

اینجا سوریه نیست تا بعد از حافظ اسد نوبت به بشار برسد، سپاه ما هم ارتش بعثی سوریه نیست تا با جیره بیشتر ساکت بماند و ملت ما هم عرب نیستند !!!

چندی پیش که عجولانه تلاش میکردید برای مجتبی پسرتان حکم اجتهاد بگیرید و آن بزرگمرد عالم تشیع، مرحوم بهجت ، قاطعانه مخالفت کرد گمانم تقویت شد که پروژه ای در حال اجراست و خوب میدانید که جز مصباح یزدی و فاضل لنکرانی کسی به مجتبی مجوز اجتهاد نداد و این هم کافی نبود . حتی مکارم شیرازی هم مخالف این امر بود . امروز که میبینم فرماندهی و نظارت بر عملیات سرکوب را به مجتبی محول کرده اید دانستم که واقعیت امر چیست !!!

با وخامت سرطان شما، قرار شده که ریاست جمهوری به شکل مادام العمر شود و مجتبی هم بشار اسد ایرانی !!! و برای ریاست جمهوری نیاز به ابلهی گوش به فرمان و آنقدر حقیر که رهبری آن بچه را قبول کند و خوب میدانید که مردان بزرگی مثل سردار رضایی و موسوی اهل این بازیها و وطن فروشیها نیستند….

پس ، پروژه را با این تقلب زشت شروع کردید و با ترور برنامه ریزی شده سرداران و مردان بزرگ عرصه قدرت ادامه دادید، حال یا ترور فیزیکی یا شخصیتی . مهمترین مانع شما در این راه شخص هاشمی و باند او هستند. راستی ، اگر هاشمی دزد و غارتگر است چرا بیست سال سکوت کردید ؟؟!! مردم احمق نیستند و میدانند که حمله احمدی نژاد به هاشمی با دستور و اجازه شما انجام میشود ، شما حاضرید همه موانع ادامه حکومت موروثی را به هر قیمتی ولو از دست دادن بهترین یارانتان از میان بردارید و این همان است که قرآن میفرماید : چه تجارت زیانباری !!!

سالها بود از خود میپرسیدم چرا یک عضو حزب الله لبنان به اندازه یک سرهنگ پاسدار مواجب میگیرد و این روزها که این سگهای هار را به جان مردم انداختید دانستم ، اینها که در برابر ارتش اسراییل مثل کودکان به ما پناه می آوردند ، امروز کارشان به جایی رسیده که به ناموس ما تعدی میکنند ، ای ننگ بر باعث و بانی این جنایت باد ! و به آنکه جانم بدست اوست سوگند که تا تقاص برادران و خواهرانم را از این جانیان نگیرم آسوده نخواهم نشست ؛ اگر کیان ملتم و میراث یاران شهیدم جز با خون من پایدار نیست ، پس ای گلوله ها : دریابید مرا !!!

بله حضرت آقا با این جماعت در افتادید که صدام با آنهمه اهن و تلپش عاجز از دستشان شد ، شما که جای خود دارید .

کلام آخر اینکه بدانید از امروز حساب ما از شما جدا شده ، به هیچ عنوان روی ما حساب نکنید و توقع برادر کشی و روی مردم اسلحه کشیدن از ما هم که عین حماقت است! متاسفانه شما مانده اید با مشتی جیره خوار لبنانی و جمعی دریوزگان پست و مقام که به درد روز معرکه نمیخورند ، و در انتها اگر نه در این سرای فانی اما محاکمه ما و شما روز حساب در محضر زهرای اطهر (س) که آنجا به یقین یاران شهیدم مدعیان و شکات شما هستند و اصلا حاضر نیستم آنروز در جمع شما و عمله جورتان باشم ، پس به راه خود روید و ما هم به تکلیف شرعی و سوگند پاسداریمان عمل میکنیم ، الوداع

منبع

روحانیت انگشت‌شمار حامی شیخ محمد یزدی و افسانه‌پردازی‌های کیهانیان جمعه, ژوئیه 24 2009 

تحلیل خواندنی سرویس سیاسی راه سبز (جرس) از تیتر یک پنج‌شنبه صبح روزنامه کیهان:


روزنامه کیهان امروز پنجشنبه اول مرداد 1388 در تیتر اصلی خود نوشت:«306 نفر از اساتيد، علما، پژوهشگران و مبلغان حوزه علميه قم با صدور بيانيه‌اي حمايت قاطع خويش را از سخنان آيت‌الله يزدي در نقد خطبه‌هاي رفسنجاني اعلام كردند.

در ابتداي اين بيانيه خطاب به آيت‌الله يزدي رئيس جامعه مدرسين و شوراي عالي حوزه علميه قم و نائب رئيس مجلس خبرگان آمده است: حوزه‌هاي مقدسه علميه و روحانيت معظم شيعه، در طول تاريخ، پاسداران بزرگ سنگرهاي عقيدتي و مدافعان حقوق مردم و تكيه‌گاه آنان در آشوب ها و فتنه‌ها بوده‌اند و حضرتعالي بحمدالله يكي از اين استوانه‌هاي سرفراز هستيد كه با درك شرايط به روشنگري مي‌پردازيد.

علما و طلاب قم در ادامه بيانيه خود با انتقاد از اظهارات اخير هاشمي رفسنجاني تصريح كرده‌اند: فتنه‌اي كه پس از انتخابات با مديريت دشمنان انقلاب اسلامي و با بي‌تدبيري برخي افراد در داخل كشور، پديد آمد، پس از سخنان خيرخواهانه و جامع‌الاطراف ولي‌فقيه زمان، حضرت‌ آيت‌الله‌العظمي خامنه اي-دامت بركاته- ابعاد آن آشكار و با درايت نظام و آگاهي مردم مهار شد و انتظار اين بود كه رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام با تدبير، آرامش به وجود آمده را پاس بدارند و دسيسه‌هاي دشمنان را آشكار كنند، ولي در كمال ناباوري در قامت رهبر اپوزيسيون و اقليتي كه خود را اكثريت مي‌پندارد، ظاهر شد و با سخناني متعارض با متون روايي و فقهي و نظرات فقيهان و متكلمان بزرگ شيعه، جنبه ديني مشروعيت جمهوري اسلامي را ناديده گرفت و با كتمان ده‌ها آيه و روايت در باب رهبري الهي و فصل‌الخطاب بودن سخنان ولي‌فقيه، به تكرار سخنان كانديداي ناكام و حاميان رسانه‌اي او پرداخت. اين سخنان، آن قدر تعجب‌آور بود كه محسن مخملباف سخنگوي ستاد آقاي موسوي در خارج از كشور با تجليل از خطيب نماز جمعه، گفت: «صحبت‌هاي آقاي هاشمي خلاف انتظار من بود.» متأسفانه اظهارات جناب آقاي هاشمي، با استقبال گسترده رسانه‌هاي بيگانه و ضد انقلاب مواجه شد و موجب ناخرسندي مردم مسلمان ايران و نمازگزاراني كه سال ها به ايشان اقتدا كرده بودند، شد.

البته روزنامه کیهان به اسامی این اساتید و طلاب هیچ اشاره‌ای نکرده است. برخی از فضلای حوزه علمیه قم که مایل نبودند نامشان فاش شود به خبرنگار جرس در قم گفتند که این نامه به دستور حجت‌الاسلام اصغر حجازی رئیس دفتر مقام رهبری، پس از خطبه‌های نماز جمعه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، توسط حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان نوشته شده است. خبرنگار جرس در قم از هر یک از علما، فقها و فضلای شناخته شده حوزه علمیه قم از این نامه جویا شد اظهار بی اطلاعی کردند. بالاخره پس از تفحص فراوان معلوم شد که «اساتید» امضا کننده این نامه به زحمت به انگشتان یک دست می‌رسد و هیچکدام آنها بجز آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی و حجت الاسلام ممدوحی شناخته شده نیستند.

سیصد نفر باقیمانده «طلاب» مؤسسات ذیل هستند: اول، مؤسسه امام خمینی متعلق به آیت‌الله مصباح یزدی دارای ردیف بودجه دولتی، دوم، برخی اعضای دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم که زیر نظر مقام رهبری اداره می‌شود و در حکم انجمن اسلامی حوزه به حساب می‌آید و آن نیز دارای ردیف بودجه دولتی است. سوم، طلاب مدرسه معصومیه قم که زیر نظر بسیج اداره شده به پادگان معصومیه مشهور است و طلاب آن پای ثابت تعرض به مراجع و شخصیت‌های ناهمسوئی مثل هاشمی رفسنجانی را تشکیل می‌دهند. سطح تحصیل اغلب قریب به اتفاق افراد یادشده شرح لمعه است و تنها چهره شناخته شده ایشان حجت‌الاسلام قاسم روانبخش می‌باشد.

امضاکنندگان این نامه همان طلابی هستند که راهپیمائی 28 خرداد را در حمایت از مقام رهبری در قم به راه انداختند و به هاشمی رفسنجانی و برخی مراجع اهانت کردند و از سوی آیت‌الله استادی امام جمعه قم به شدت مورد انتقاد قرار گرفتند. آش آنقدر شور بوده که حتی اعضای دارالحدیث حجت الاسلام محمدی ری شهری نیز حاضر به امضای این نامه نشده‌اند.

با توجه به اینکه امضاکنندگان نامه حمایت از آیت‌الله یزدی در حوزه علمیه قم هیچ محلی از اعراب ندارند، روزنامه کیهان ازانتشار اسامی آنها خودداری کرد. بسیاری ازعلمای حوزه برای تبری جستن از حمایت از فرد بدنامی مانند شیخ محمد یزدی به خبرنگار جرس گفتند چرا کیهان اسامی امضاکنندگان چنین نامه مهمی را آشکار نمی‌کند؟

منبع: جرس

کاش میشد که امتحان ندهی!! پنجشنبه, ژوئیه 23 2009 

پدرم گفت :‌ درد سیری بود! می شود لقمه لقمه نان ندهی!؟
استخوان لای زخم نگذاری! زخم را لای استخوان ندهی!؟‌
راستش من که نه! ولی مادر،‌ چه کند!؟ از تفنگ می ترسد
می‌شود با تفنگ، با باتوم! قدرتت را به من نشان ندهی!؟‌
اگر از من سکوت می خواهی، هفت قبر تمام می میرم!
هفت قبر تمام! اما بعد، پُز آزادی بیان ندهی ….!‌
ناگهان آسمان غباری شد! اشک! سرفه! خفه! لگد! زنجیر!
تو به ایمان خود عمل کردی! که به دشمن دمی امان ندهی …
من ولی دوست! من ولی مشتاق!‌ من فقط معترض! فقط دلگیر …
کاش می شد خودم – خودت باشیم! گوش بر حرف این و آن ندهی!
فرض کن من غلط! غلط کردم! خوب شد!؟ اعتراف خوبی بود!؟
تو نمی شد چنین غضب نکنی!؟ سوژه دست جهانیان ندهی
این طبیعی ست که حکومت ها، حافظ اقتدارشان باشند …
ولی ای کاش دست سربازت، پرچم صاحب الزمان ندهی
من شبی ماه می‌شوم آن‌وقت، می‌روم تا دل خدا بالا
چون‌که دیگر نمی‌شود با زور، ماه را دست آسمان ندهی
امتحان! امتحان سختی بود!‌ همه در امتحان رفوزه شدیم!
کاش می شد که امتحان ندهم! کاش می شد که امتحان …

نوکیا و سوپر مدل جدید!! پنجشنبه, ژوئیه 23 2009 

بدون شرح!!

nokiahmadinejad2

خامنه ای پیاده نظام مصباح یزدی پنجشنبه, ژوئیه 23 2009 

اگه صحبتهای عجیب و غریب و مزخرف خامنه ای به گریه یا خنده تون انداخته … اگه هاج و واج موندین که این بابا داره چی میگه … تو باغ هست یا نیست … از کدوم ملت داره حرف میزنه …. این کاریکاتور جوابتون رو کامل و واضح  میده6688_100343707417_825267417_1975129_5514367_n

منبع

حمید به عهد خود وفا کرد، شهید شد که زندگی بعد از جنگ را نبیند! وصیت نامه شهید حمید باکری پنجشنبه, ژوئیه 23 2009 


متنی که در زیر مشاهده می کنید ، متن وصیت نامه ی سردار شهید آذربایجان ، شهید حمید باکری است که یاران خود را برای در امان بودن از عواقب زندگی بعد از جنگ به شهادت فرا می خواند.

امروز حمید شهید شده است و همراه زندگی او توسط جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه مورد توهین و تحقیر قرار می گیرد!حمید چه خوب که به عهد خود وفا کردی ، رفتی و امروز را ندیدی!

متن وصیت نامه شهید حمید باکری:


دعا كنيد خداوند شهادت را نصيب شما كند درغير اين صورت زماني فرا مي رسدكه جنگ تمام مي شود و رزمندگان امروز سه دسته مي شوند :

– دسته اي به مخالفت با گذشته خود بر مي خيزند و از گذشته خود پشيمان مي شوند
– دسته اي راه بي تفاوتي را بر مي گزينند و در زندگي مادي غرق مي شوند و همه چيز را فراموش مي كنند
– دسته سوم به گذشته خود وفادار مي مانند و احساس مسئوليت مي كنند كه از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند كرد .

پس ، از خدا بخواهيد كه با وصال شهادت از عواقب زندگي بعد از جنگ در امان بمانيد ، چون عاقبت دودسته اول ختم به خير نخواهد شد و جزء دسته سوم ماندن بسيار سخت است و دشوار .

منبع:پایگاخ خبری یولداش

فشار بر زندانیان برای اعتراف علیه تاج زاده پنجشنبه, ژوئیه 23 2009 

همزمان با درخواست رییس اداره سیاسی سپاه از مسوولین برای انتشار اعترافات افراد دستگیرشده، سازمان دیده‌بان حقوق‌بشر در گزارشی اعلام کرد که مقامات امنیتی از جوانان حامی اصلاح‌طلبان علیه چهره‌های برجسته این جریان اعترافاتی را اخذ کرده‌اند.


به گزارش «روزآنلاین»، در بیانیه این سازمان و به نقل از چند زندانی که طی هفته‌های گذشته زندان اوین را ترک کرده‌اند تصریح شده مصطفی تاج‌زاده محور اعتراف‌گیری از برخی جوانان فعال در ستادهای موسوی بوده است. این در حالی است که روز گذشته، یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس خبر از پخش قریب‌الوقوع «اعترافات» عده‌ای از دستگیرشدگان داد.

روز گذشته زهره الهیان عضوکمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اعلام پخش اعترافات بازداشت‌شدگان از صداوسيما اظهار داشت:»در جلسه روز گذشته هيئت رييسه كميسيون امنيت ملي با وزير اطلاعات، اعضاي اين كميسيون خواستار پخش اعترافات بازداشت‌شدگان وقايع اخير از سوي رسانه ملي به منظور مطلع شدن مردم از دست‌هاي پشت پرده وقايع اخير شدند.»

این اظهارات پس از آن منتشر شده که دیده‌بان حقوق بشر از فشار روزافزون مقامات امنیتی بر خانواده‌های دستگیرشدگان برای صحبت نکردن و عدم پیگیری پرونده بستگان زندانیشان سخن گفته است. گفته می‌شود جزوه‌ای از آنچه اعترافات برخی هواداران اصلاح‌طلب و اعضای ستادهای انتخاباتی طی ماه گذشته در زندان‌ها تهیه شده برای برخی مسوولین فرستاده شده است.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر نوشته است که درمیان زندانیان تاکنون مصطفی‌تاج زاده، بهزاد نبوی و حمزه غالبی با خانواده‌های خود هیچ گونه تماس نداشته‌اند.

فشار بر جوانان هوادار برای اعتراف علیه رهبران اصلاح‌طلب

بیانیه دیده‌بان حقوق بشرر تصریح کرده است: برخی از افرادی که به تازگی از زندان آزاد شده‌اند و برخی از خانواده‌های زندانی برای دیده‌بان حقوق‌بشر این فشارها را شرح داده‌اند.  در تاریخ ۱۵ جولای ۲۰۰۹، غلامحسین محسنی اژه‌ای وزیر اطلاعات ایران به خبرنگاران گفت که پخش تلویزیونی اعترافات گرفته شده از افراد زندانی به تصمیم دستگاه قضایی بستگی دارد.

جواستورک معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای دیده‌بان حقوق‌بشر در این زمینه گفته است: «این وحشتناک است که وزیر اطلاعات در مورد پخش اعترافات کسانی صحبت می‌کند که هفته‌ها بدون دسترسی به وکلای خود در زندان بوده‌اند.  اظهارات وزیر نگرانی و هراس ما از اینکه چنین اعترافاتی تحت فشار اخذ شده باشد را مورد تاکید قرار می‌دهد.»

به گفته دیده‌بان حقوق بشر: مقامات رسمی در بسیاری از موارد از اینکه اطلاعاتی را در خصوص وضعیت زندان اراپه کنند خودداری کرده‌اند. برخی از رهبران اصلاح‌طلب مانند مصطفی تاج‌زاده، بهزاد نبوی و حمزه غالبی از یک ماه پیش – زمان دستگیری‌شان – تاکنون هیچ تماسی با خانواده‌های خود نداشته‌اند.

یکی از افرادی که به تازگی از زندان اوین آزاد شده است وضعیت این زندان را «بسیاردشوار» توصیف کرد. او به دیده‌بان حقوق بشر گفت که مقامات مربوطه اعترافات یکی از مسوولین ستاد موسوی را ضبط کرده‌اند که در آن وی اظهار می‌کند که تاج‌زاده و دیگر سیاستمداران اصلاح‌طلب مسوول ناآرامی‌های بعد از انتخابات هستند.

یکی دیگر از زندانیانی که چندین هفته درزندان اوین سپری کرده است نیز به دیده‌بان حقوق بشر گفته مقامات حامیان جوان را مجبور کرده‌اند که علیه چهره‌های برجسته اصلاح‌طلب اعتراف کنند. این زندانی آزادشده به دیده‌بان حقوق‌بشر گفت:»من زندانیانی را دیدم که دست یا پای آنها در گچ بود و یا روی بدنشان آثار کبودی به چشم می‌خورد. برخی از حامیان جوان موسوی تحت فشار قرارگرفته‌اند تا علیه چهره‌های برجسته اصلاح‌طلب «اعتراف» کنند.»

پدر یکی از زندانیانی که براساس اظهارات یادشده برای چنین اعترافاتی تحت فشار قرار گرفته است به دیده بان حقوق بشر گفت که پسرش در یک تماس کوتاه تلفنی گفته است که حالش «خوب» است.  وقتی پدرش به او گفت که وکیلی پرونده او را پیگیری می‌کند او پاسخ داد که به وکیل احتیاج ندارد چرا که هیچ کس نمی‌تواند به او کمک کند. او سپس بغض و گریه کرد که در همین زمان تلفن قطع شد.» پدر این زندانی سیاسی به دیده‌بان حقوق‌بشر گفت: «خانواده ما با روح قوی پسرمان کاملا آشناست و لحن صدا و گریه او برای ما به شدت نگران‌کننده است.»

مصطفی تاج‌زاده محور اعتراف‌گیری‌ها

سومین زندانی آزادشده به دیده‌بان حقوق‌بشر گفته که وقتی زندانی‌ها اجازه می‌یابند که تماس کوتاهی با منزل خود بگیرند، این تماس درحضور زندانبانها صورت می‌گیرد که به آنها می‌گویند اجازه دارند چه مطالبی بگویند: «زندانی می‌داند که اگر چیزی درمورد وضعیت زندان و اینکه چگونه با زندانیان رفتار می‌شود بگوید، مورد آزار و اذیت قرار خواهد گرفت.»

تاجزاده، که به عنوان معاون وزیر کشور در دولت ریاست‌جمهوری سیدمحمدخاتمی خدمت کرده است هدف اعتراف‌گیری‌های اجباری مشابهی در گذشته بوده است. در سال ۲۰۰۴، چهار روزنامه‌نگار زندانی اعتراف کردند که تاجزاده و دیگر اصلاح‌طلبان آنها را فریب دادند تا مقالاتی را بر علیه امنیت ملی بنویسند و به سیاه‌نمایی چهره نظام بپردازند.

چند روز پس از آنکه مقامات اعترافات افراد یاد شده را از تلویزیون پخش کردند، دو نفر از این روزنامه‌نگاران به کمیته حقیقت‌یابی که توسط رییس‌جمهور تشکیل شده بود گفتند که اعترافات تحت شکنجه‌های فیزیکی و روحی از آنها اخذ شده است.  یکی از این روزنامه‌نگاران به دیده‌بان حقوق‌بشر گفت که در آن زمان یکی از بازجویان به او گفت که «تاجزاده در میان اصلاح‌طلبانی است که دیر یا زود سر و کارش به زندان خواهد افتاد.»

فشار بر خانواده‌های زندانی

همسر یکی از چهره‌های اصلاح‌طلب که هم‌اکنون در زندان اوین به سر می‌برد به دیده‌بان حقوق‌بشر گفت که مقامات او را تحت فشار قرار داده‌اند تا با رسانه‌ها صحبت نکند. او گفت که با این موضوع موافقت کرده به شرط آنکه همسرش زندان را سلامت ترک کند:

«اگر آنها به او صدمه بزنند ویا سعی کنند بازی‌های دیگری را انجام دهند ما ساکت نخواهیم ماند.آنها می‌گویند چیزی نگویید و به دیگران بگویید که شرایط زندان خوب است و شکایتی نداریم.اما این برخلاف چیزهایی است که می‌دانیم.  بازجویی‌ها مخصوصا بسیار نگران‌کننده هستند.آنها فقط در خصوص مسائل سیاسی پرسش نمی‌کنند.آنها در مورد جزییات زندگی شخصی افراد می‌پرسند تا به این وسیله شاید نقطه سیاهی را در زندگی‌شان پیدا کنند تا بتوانند بر علیه زندانی به کار گیرند و علیه او پرونده‌سازی کنند.»

صفحهٔ بعد »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.